74 تحلیل های انتخاباتی
(الف)
در تحلیلهای چند روز اخیر از انتخابات ایران ادعاهایی از این نوع دیده می شود: " مجموعۀ [=طبقه، دسته، صنف، شهر...] x به مجموعۀ [=گفتمان، ائتلاف، جریان، ...] y رای میدهد."
این جملات مقدمههای استدلالی را تشکیل می دهند که نتیجهاش ادعای تحلیلگر است. از نظر من یک تحلیل خوب تحلیلی است که جملات صادقی از جنس بالا بگوید. در واقع تحلیلی که مقدماتاش کاذب باشد احتمالا نتیجۀ کاذبی خواهد داشت. اما برای معرفی جملات صادقی نظیر جملات بالا باید یک جمامعهشناس خوب بود و جامعهشناس خوب، در این مورد خاص، ویژگیهای زیر را دارد:
1 باید بداند در جملۀ بالا به جای "مجموعه" چه چیزی را قرار دهد، مثلا یک مارکسیست احتمالا واژۀ طبقه را برای x به کار می برد. به هر حال موضع فلسفی یک فرد در انتخاب "مجموعه" تاثیرگذار است ولی نباید تنها بر اساس فلسفه قضاوت کرد؛ جایی از عماد افروغ خواندم که جامعۀ ایران طبقهای نیست، او احتمالا "طبقۀ x" را ترجیح نمیدهد. من فکر میکنم تنها وقتی میتوان فهمید که چه چیزی را باید جای "مجموعه" گذاشت که شناختی از مردم ایران داشته باشیم.
2 بعد از انتخاب "مجموعه" [صنف، طبقه.... و گفتمان، ائتلاف...] باید ویژگیهایی آنها را ، در وضعیت فعلی، فهمید و حدس زد که بر اساس این ویژگیها به محرکهای بیرونی چگونه پاسخ میدهد. با فهم این موضوع پیشبینی رفتار آیندۀ موجودات انسانی ممکن میشود.
(ب)
(a) بعضی از اطلاعات را میتوان از بررسی انتخاباتهای گذشته فهمید (مثل این ادعا که "در 5 انتخابات گذشته روستاهای سنی نشین ایران به گفتمان y رای دادهاند") (b) بعضی را از نظر سنجیها ( مثل این ادعا که "70 درصد صندوقهای نهادهای نظامی رای فلان کاندیدا بوده است") (c) بعضی را هم از روی تحلیلها (مثلا انتظار داریم نحوۀ پوشش طرفداران کاندیدای x در حین تبلیغات انتخاباتی موجب ریزش رای طرفداران مذهبیاش شود)
در مورد ویژگی 1 هم همین سه راه دسترسی به اطلاعات متصور است. با این فرق که در مورد 1 ما باید یک حکم کلی بدهیم؛ مثل اینکه "مردم ایران بر این اساس که مذهبی یا غیرمذهبی باشند به کاندیدهای اصولگرا یا اصلاحطلب رای میدهند"، در واقع مجموعههای ما در این ادعا اصولگرا، اصلاحطلب، مذهبی و غیرمذهبی است.
(ج)
در نبود سیستمهای نظرسنجی دقیق و حساب شده و نیز در نبود اطلاعاتی مشخص از انتخابات قبل (این اطلاعات را احتمالا ارگانها خاصی دارند) (یعنی موارد (a) و (b)) تنها راه رجوع به تحلیلهاست (مورد (c)) و این تحلیلها را تنها کسی میتواند به دست آورد که هم ارتباط رو در رو با مردم "مختلف" قرار داشته باشد و هم چیزی داشته باشد که میتوان آن را "آدمشناسی" نامید. (از این روست که میتوان گفت تحلیلگرانی که اطلاعات خود را از فضای مجازی میگیرند و نیز کسانی که مدتها در خارج از ایران بودهاند کمتر تحلیلهای خوبی از آنها ارائه میدهند.)
من فکر میکنم حتی با وجود موارد (a) و (b) باز هم مورد (c) جایگاه خاصی دارد.
پانوشت: پانوشت: اگر حوصلهای دست داد تکمیل خواهد شد. (بررسی دیدگاههای هر یک از مکاتب فلسفۀ علوم اجتماعی در این مورد خاص)