اغماء...

مجدداً موقتاَ تعطیل..........................

پانوشت: بیست و یکم این ماه پنجمین سالگرد من و بهمنه!

پانوشت 2: بهمن سیگارمه؛ آیم استِرِیت!

پانوشت 3: هستم؛ جایی دیگر...

«مخل به مبانی»

"مطبوعات ... آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام ... باشند."

فرض کنیم یک اسلام داریم و آن هم اسلام حوزوی [سنتی] است. چه نوشته ای مخل به مبانی این اسلام است؟
فرض کنید مبانی این اسلام n گزاره است که از آنها بر اساس منطق ارسطویی می توان استنتاج هایی کرد و نظامی ساخت که یکی از متاخر ترین گزاره هایش (از جهت رتبۀ منطقی) عبارت زیر باشد:
(الف) "ارتباط دختر و پسر نامحرم شرعا حرام است"
حال فرض کنید یک  روانشناس گزارۀ زیر را تصدیق کند:
(ب) "ارتباط دختر و پسر برای حفط سلامت روانی جامعه و افراد ضرورت دارد"
اگر (الف) و (ب) با هم در تناقض باشند- به نظرم این تناقض را می توان با اضافه کردن چند مقدمه نشان داد- بر اساس قاعدۀ رفع تالی گزارۀ (ب) مخل یکی از آن مبانی (n گزارۀ فرضی) خواهد بود.

به نظر من رفتار قوۀ قضاییه در برخورد با مطبوعات بر اساس این الگو است. هر چند که شاید به صراحت به آن اشاره نمی کنند و حتی خودشان هم از آن آگاه نیستند.
این الگو به شدت قابل نقد است...

[بازنشر با اندکی تغییر]

افسانۀ برد-برد

اگه تحلیلم از اتفاقی که دیروز  گذشت درست باشه باز هم توی بازی ای افتادم که  برنده و بازنده داشته و من که تصمیم گرفتم بازیگر این جور بازی ها نباشم (حداقل با رفیقام) خوش خوشانم بوده و واسه اینکه بازی بچرخه توپ رو یه جوری انداختم که برسه دست رفیقم. اونم نامردی نکرده و محکم کوبونده تو زمین من. ماجرا اینه که آدما همه همینجوری بازی میکنن حتی اونایی که با تأکید چند باره بهشون میگی فلانی من فازم این نیست...

خلاصه که همه بازنده رو میبینن و من بازنده حالم از خودم به هم میخوره...

پانوشت: این مطلب به دلایل شخصی چندین روز پیش از انتشارش نوشته میشود و در آرشیو میماند.

در باب حقیقت دود!

«آشنایی با لیلا» فیلمی است که فیلم‌نامه‌اش کار مشترک عباس کیارستمی و عادل یراقی است. گارگردان و نقش اول فیلم (نادر) هم خود یراقی است.  در این فیلم انتخاب اصیلی وجود دارد؛ حداقل برای بعضی‌ها! نادر باید بین سیگار و لیلا یکی را انتخاب کند. وقتی درون این انتخاب قرار بگیری می‌فهمی که هیچ، هیچ و هیچ اغراقی وجود ندارد. نَسَخی‌های نادر خیلی واقعی است؛ به خصوص آخرین سیگاری که پی‌اش می‌دود... به گمانم این دوراهی برعکس بسیاری از دوراهی‌های زندگی بسیار شیرین است. نادر اگر انتخاب‌اش لیلا باشد (هست؟) تا سال‌ها می‌تواند در مورد عشق‌شان داستان بگوید و حماسه بسراید :))

تحولی که در شخصیت بی‌خیال نادر اتفاق می‌افتد هم، بسیار زیبا است. به گمانم چنین دوراهی‌ای تنها برای شخصیتی شبیه او ممکن است روی دهد. فیلم کمی در مورد آن حرف می‌زند ولی اگر من بودم روی شخصیت پردازی نادر و نیز لیلا و جزئیات رابطه‌شان بیشتر از اینها وقت می‌گذاشتم. فیلم ایدۀ بکری دارد و اگر کمی بیشتر روی آن کار می‌شد می‌توانست شاهکار شود. کلاً سینمای هنر و تجربه ایده‌های خوبی دارد. ظاهراً پول و در نتیجه وقت جدی کردن محصولات این گروه سینمایی وجود ندارد.

پانوشت: نمی‌دونم چرا اینقدر پر حرف شدم. می‌دونم کار درستی نیست ولی معذورم...؛ اگر مطمئن بودم وبلاگم خوانندۀ آشنا ندارد بسیار بیشتر از اینها می‌نوشتم....

پانوشت 2: واچینگ لیست: در دنیای تو ساعت چند است؟

Interstellar - 2014

کارگردان فیلم کریستوفر نولان قبلا فیلم‌های زیبایی به ما هدیه کرده است:

Following (1998), Memento (2000), Insomnia (2002), The Prestige (2006), The Dark Knight Trilogy (2005–2012), Inception (2010)

آخرین فیلم او «بین‌ستارگان» (اینتراستلار) (2014) هم اگرچه به زیبایی ممنتو یا اینسپشن نیست اما اثری قابل ستایش است. من در اینجا روایتی از فیلم آورده‌ام که بیشتر روی مباحث فیزیکی آن تأکید دارد. خودم به خاطر همین مباحث فیزیکی فیلم را نگاه کردم ولی بیشتر درگیر حواشی غیرفیزیکی‌اش شدم. فیلم پر است از تصمیم‌ها و انتخاب‌هایی که انسان را به فکر فرو می‌برد. از جهت داستانی بسیار جذاب و قوی است و برای آنهایی که پی هیجان می‌گردند پیشنهاد خوبی است.

برای دیدن روایت داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

awkward situation

تو روابط انسانی وقتی با خودت قرار میزاری یجوری برخورد کنی که کارات سوء تفاهم ایجاد نکنن، دقیقا همون موقع است که سوء تفاهم ایجاد میشه......

قاعدتا حالا که دستور اینه که نشه کار رو درست کرد باید روشو گل گرفت. ایشالا که گربه است. تف...