50 یورو ویژن!!!

در مورد پدیده "هم جنس بازی" باید بین دو بحث تفکیک قائل شد: (1) به عنوان مسئله ای اخلاقی، (2) به عنوان مسئله ای در حوزه فلسفه سیاسی

می توان گفت این عمل  اخلاقی، ضد اخلاقی  و یا غیر اخلاقی  (خنثی از بار اخلاقی، مثل آب خوردن) است ولی به فرض ضد اخلاقی بودن نمی توان فردی را از انتخاب چنین سبک زندگی ای باز داشت. درست همان طور که غرور ضد اخلاقی است ولی نمی توان کسی را مجبور کرد که مغرور نباشد. یک عمل ضد اخلاقی مادامی که ضرری برای کلیت جامعه نداشته باشد، گرچه که یک رزیلت است، اما قابل ممنوعیت حقوقی نیست.

فرض آزاد بودن یک انسان نتیجه می دهد که به او حق انتخاب احمقانه ترین، متفاوت ترین، ضد اخلاقی ترین و... عقاید و اعمال را بدهیم.

پا نوشت: به گمانم بحث آزادی انسانی امری مشترک ما بین نگاه دینی و نگاه های به اصطلاح سکولار است و تفاوت ماهوی ای بین نگاه این دو در قبال آزادی وجود ندارد (ادعا!)

49 علیه فایرابند!

لزومی ندارد معتقد باشیم "علم واقع نما یا متقرب به حقیقت یا عقلانی یا عقلانی تر از سایر امور فرهنگی (مثل فلسفه یا دین یا جادو) نیست." تا بخواهیم نتیجه بگیریم "دموکراسی بر علم مقدم است." و باید به مردم حق داد سیاستمدارانی را انتخاب کنند که به گونه ای غیر علمی جامعه را اداره می کنند. حکومت دموکراتیک  به اشتباهات اکثریت هم احترام می گذارد حتی اگر این اشتباه کنار نهادن بارزترین نمونه عقلانیت، یعنی علم، بوده باشد. (بر فرض اینکه علم اینگونه ویژگی ای را داشته باشد.)

پانوشت: چگونه می توان از این ادعا خشت ها زد و مقاله ای مبسوط درآورد؟ (بحران مقاله های پایان ترم)

48 شهود اخلاقی

الف) تمسخر  "عقیده  فردی" تنها وقتی ضد اخلاقی نیست که فرد مورد نظر عقیده اش را به شما تحمیل می کند و شما توان مواجهه مستدل و بی پرده با او را ندارید. وگرنه هر چه قدر هم عقیده ای به نظر شما غیر عقلانی و مضحک باشد باز هم تمسخر اخلاقا مجاز نیست! در واقع اینجا استهزاء نوعی دفاع از حق است.

تمسخر عقاید جمعی [مثلا دین] به این سادگی مجاز نیست. چرا که بسیار محتمل است فردی که آن را به شما تحمیل کرده همان فردی نباشد که سخنان تمسخر آمیز شما را می شنود.

ب) حکما میان طنز و تمسخر تمایز هست. من نمایشنامه آریستوفان در نقد سقراط و چیزهایی از آن جنس را غیر اخلاقی نمی دانم. اما تمایز این دو در چیست؟

اگر کار تازه شاهین نجفی و  یا  سلمان رشدی هم هنر است و از جنس کار آریستوفان چرا در قضاوت بین آنها شهود های اخلاقی متفاوتی دارم؟ آیا به این دلیل نیست که با یکی همزاد پنداری می کنم و با دیگری نه؟ آیا این شهود اخلاقی غلط است؟ 

ج) البته در اینجا از نقد صحبت نکردم.  ادعای بزرگی است اگر بگویم نقد در هر حالی اخلاقا بدون ایراد است. اما می توانم بگویم اصل بر نقادی است و در نقض اصل است که باید دلیل آورد.

47 می گویم

خیلی فکر کردم که امشب از چه بگویم. از اردیبهشت 86 بگویم  و چیزی که از جهاتی شبیه تولد بود و مرا در دریای شک انداخت یا از اردیبهشت نود و تولد وبلاگم. وبلاگی که دیگر به اسم خود تعهدی ندارد و اگر هست دلیلی ورای فلسفه دارد. یا...

بهتر است از تضاد ...  بگویم. از آنچه...

اما اگر بگویم خود به خود در این تضاد انتخاب کرده ام و اگر نگویم نیز...

ادامه نوشته